قرار بود بوی کاهگل بده بوی بارونی که تازه زده به یاد سه ماه تعطیلی با صدای زنگ تلفن فیروزه خالاجان که نشونه بستن چمدون بود و دایجان که میگفت: جیران دی جیران قرار بود بیرونش امروزی باشه، داخلش پریروزی اما در نهایت رو دوشم خونه کرد